پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

166

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

مدينه ، مكّه و دمشق به سر مىبردند كه خود در آن انجمن ( / حجّة الوداع ) حاضر و سخنان محمّد ( ص ) را به گوش خود شنيده بودند . حسين و ياران او چه جرمى مرتكب شده بودند كه فقه مسلمانى كيفر آن را قتل مىدانست ؟ اگر جرمى نداشتند چرا مسلمانان دست روى دست نهادند تا سپاهيان كوفه آنان را بكشند ؟ ! در كوفه هنوز عدّه‌اى از صحابهء پيغمبر مىزيستند كه شمار آنان در خور توجّه است ( رك : طبقات ابن سعد ، ج 6 ، ص 43 ) . اينها مىتوانستند با همكارى گروهى از تابعين ( / تابعين ، طبقهء بعد از صحابه‌اند ، مسلمانانى كه پيغمبر را ديدند و به حضور او رسيدند صحابه مىگويند و آنان كه اصحاب پيغمبر را ديدند امّا خودِ او را ملاقات نكردند ، تابعين لقب دارند . ) و سران شهر ، حاكم كوفه را مجبور كنند تا راه ديگرى جز آنچه پيش گرفت ، اختيار كند ، ولى چنين نكردند ، چرا ؟ ! كوفه ، مدّت پنج سال مركز خلافت على بود . مردم كوفه در جنگ جمل و صفّين و نهروان پدر حسين را يارى كردند ، پيش روى او كشتند و كشته شدند ، امّا در چنين حادثهء بزرگ ، چنان خاموش گشتند كه گويى گَرد مرگ بر سر آنان پاشيده بودند ، چرا ؟ ! از كوفه كه بگذريم ، در سال شصت و يكم عدّه‌اى از ياران پيغمبر در شام به سر مىبردند و بعضى از آنان در نظر يزيد مقامى و الا داشتند . چرا در اين حوزهء مسلمانى هيچ گونه اقدامى براى مخالفت با اين فاجعه به عمل نيامد ؟ ! دو شهر بزرگ ديگر : مدينه و مكّه كه پس از دمشق و كوفه در تعيين خطّ مشى سياسى مسلمانان بى اثر نبودند ، عكس العملى از خود نشان ندادند ! درست است كه وسايل ارتباطى آن روز چنان نبود كه مردم به سرعت از حوادثى كه مىگذشت باخبر شوند ؛ امّا مردمانى از اين ايالت‌هاى بزرگ كه دست در كار سياست بودند ، از چند ماه پيش مىدانستند پايان اين ماجرا چه خواهد بود ! . . . اينان نه تنها براى جلوگيرى از جنگ اقدامى نكردند ، بلكه پس از كشته شدن پسر دختر پيغمبرشان ماهها و سالها دست روى دست گذاشتند و تا مرگ يزيد ، به خاموشى گراييدند . مهم‌ترين عكس العملى كه پس از حادثه در اين ايالت ديده شد ، دريغ خوردن و احياناً شيون و گريه بود ! شورش مردم مدينه در سال شصت و سوم هجرت كه به جنگ حرّه منتهى شد ( / حرّه در لغت به معنى سنگلاخ است ، و اين حرّه زمينى است ميان مدينه و عقيق كه در آن زمين ، جنگى بين مردم مدينه و مسلم بن عقبه - فرستادهء يزيد - درگرفت . ) ، بيشتر اعتراض بر رفتار شخصى يزيد بود تا انكار بر قتل پسر دختر پيغمبر . وقتى نمايندگان مدينه از شام برگشتند و گفتند ما از نزد مرد